X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

روشهای ایرانی (بهروز رضایی منش)

استادیار گروه مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبایی

آیا امام زمان (ع) به امام خمینی دستور دادند که مردم به خیابانها بریزند؟

آیا بازگشت آیت‌الله خمینی به ایران در روز ۱۲ بهمن سال ۵۷ و صدور فرمان راهپیمایی ۲۱ بهمن با وجود حکومت نظامی و ترس از کشتار عمومی، به دستور "امام زمان" بوده است؟ اگر پاسخ مثبت باشد خیلی از مسائل تغییر می کند. خیلی از تحلیل ها تغییر می کند. آن وقت ، باید همۀ تحلیل های پوزیتیویستی (جامعه شناختی و سیاسی و اقتصادی) یعنی همۀ تبیین های علّی (با همۀ جذابیت و قوتی که دارند) و نیز تمام شخصیت های فلسفی و فکری و علمیی طرفدار تبیین های علمی و علی را نیز باید با همۀ ارجمندی ها و خوبی ها و بزرگی ها و فضل ها و نازنینی هایی که دارند بوسید و کنار گذاشت. لذا مهم ترین اقدامی که باید انجام داد یک تحقیق و بررسی است. در این بررسی باید سعی نمود تا میزان صحت و کذب خبرهای (شایعات) منتشره در افواه و بعضی جراید در خصوص محتوای صحبت های تلفنی آیت الله مطهری و آیت الله طالقانی با امام خمینی روشن گردد.

اعظم طالقانی گفت: من در این باره از مرحوم پدرم چیزی نشنیده‌ام. ولی شنیده‌ام که آقای ناطق نوری روایت کردند که مرحوم طالقانی گفته بودند مردم نگویند مرگ برشاه چون که خطرناک است اما امام نپذیرفته و گفته بودند که مردم بیرون بیایند و بگویند. وی مجددا تأکید کرد: به هرحال من این موضوع را از پدرم نشنیدم که بگویند امام گفته باشند این دستور از جایی دیگر صادر شده است. اعظم طالقانی در مورد نقل قول‌های متفاوت در این باره اظهار کرد: تفکر آقای علم الهدی با آقای مطهری فرق می‌کند و به شنیده‌ها خیلی نمی‌شود تکیه کرد.

چندی پیش سید احمد علم‌الهدی در واکنش به موضع‌گیری‌های علی مطهری در مورد وظیفه نظارتی خبرگان رهبری، گفته بود: «ولی فقیه موید از جانب امام زمان (عج) است و آیا امام زمان(عج)، جامعه اسلامی را تحویل آقایی می‌دهند که بعد یک 'ابوالیلغوزی' از گوشه ای بیاید و بگوید او اشتباه می‌کند؟». این اظهارات امام جمعه مشهد، با پاسخ علی مطهری مواجه شد که وی به رد یک نقل قول مشهور از امام خمینی(ره) پرداخت و گفت: «پس از اعلام حکومت نظامی در روز 21 بهمن سال 57، شایع شد پس از آن که امام خمینی اعلام کردند که مردم به حکومت نظامی اعتنا نکنند و به خیابان‌ها بیایند، مرحوم آقای طالقانی از علت این تصمیم سؤال کردند و امام فرمودند «به من دستور داده شده است» یعنی امام زمان فرموده‌اند. این در حالی است که من همان روزها قضیه را مستقیماً از پدرم شنیدم. ایشان فرمودند: «وقتی در روز 21 بهمن حکومت نظامی اعلام شد، در اتاق، من بودم و امام(ره). از امام پرسیدم مردم چه بکنند؟ امام فرمودند مردم اعتنا نکنند و به خیابان‌ها بیایند. گفتم خوب است این را به صورت اعلامیه بنویسید تا در سطح شهر از پشت بلندگوها خوانده شود، ‌و همین کار انجام شد.» بنابراین هیچ صحبتی از امام زمان نبوده است و این، تمایل ذاتی عوام مردم بوده که این شایعه را ساخته است.»

گفتنی است، پیش از این نیز اظهاراتی در زمینه عنایات امام زمان به انقلاب اسلامی و بیان آن از سوی امام، مطرح شده که قابل توجه است. سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی به نقل از آیت‌الله خزعلی در یک سخنرانی عمومی آورده است: «امام زمان (عج) در جریان پیروزی انقلاب دوبار به رهبر انقلاب، امام خمینی پیام پیروزی داده است و هدایت فرموده است و این دو پیام به وسیله‌ی شخصی بزرگوار و معنوی به نام «لطیفی» که ساکن تهران است و من او را می‌شناسم، به امام خمینی ابلاغ گردیده است».

سید علی اکبر قرشی، نماینده خبرگان در این باره در کتاب خاطرات خود که از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی چاپ شده، می‌نویسد: این مسئله برای من خیلی عجیب آمد و سعی کردم به حقیقت آن پی ببرم. تا اینکه چند ماه بعد در مجلس خبرگان، "آیت‌الله خزعلی" را دیدم و در آن مورد از ایشان سؤال کردم. آقای خزعلی مسئله را کاملاً تأیید کرد. گفتم: «پس اگر من این موضوع را کتبی برای شما بنویسم، جواب مکتوب می‌نویسید؟».گفت: «بله، مانعی ندارد، شما بنویسید، من هر دو قضیه را در جواب شما می‌نویسم.»

مرحوم محمود مرتضایی فر در یکی از مجلات سپاه پاسداران ، خاطره ای می‌گوید: «ما روز 21 بهمن 1357 در منزل آیت‌الله طالقانی نشسته بودیم. به ایشان گفتند: «امام پیام داده که مردم در خانه‌های خود نمانند، بیرون بریزند و به حکومت نظامی اهمیت ندهند». آقای طالقانی گفت: «امام مدت پانزده سال از ایران دور بوده‌اند و توجه ندارند که این دژخیمان رژیم چه بی‌رحم هستند. اگر مردم بیرون بریزند، همه را قتل عام می‌کنند؛ بنابراین صلاح در آن است که در منازل و خانه‌ها بنشینیم، ببینیم عاقبت کار چه می‌شود؟».
بعد مرحوم طالقانی با امام حدود نیم ساعت تلفنی گفتگو کرد تا شاید امام را قانع کند که مردم را از خانه‌هایشان بیرون نیاورند. ما حرف‌های آقای طالقانی را شنیدیم که سعی داشت امام را هرطور شده، از تصمیم خود مبنی بر بیرون آمدن مردم از خانه‌ها و اهمیت ندادن به حکومت نظامی، منصرف نماید.
تا اینکه آقای طالقانی گوشی را گذاشت و در گوشه‌ای زانوانش را بغل گرفت و ساکت ماند! حتی سرش را روی زانوانش تکیه داد و به فکر فرو رفت.
ما با خود گفتیم حتماً امام حرفی زده و مثلاً به ایشان گفته شما دخالت نکنید و ...؛ بنابراین آقای طالقانی ناراحت شده است. امّا چیزی نگفتیم تا اینکه ایشان یک دفعه سر از زانوانش برداشت و به حال طبیعی و عادی برگشت. سؤال کردیم: «آقا چه شده؟ آیا امام به شما پرخاش کردند یا حرفی گفتند که شما ناراحت شدید؟» آقای طالقانی گفت:
«نه، نه، اصلاً مسئله این نیست. من اصرار کردم که امام اعلامیه‌هایش را پس بگیرد و امام هرچه می‌گفت، من قانع نمی‌شدم، در آخر فرمود: «آقای طالقانی! اصرار نکن! احتمال بده که این دستور از طرف امام زمان (عج) است!» تا امام این جمله را گفت، من به خود لرزیدم و بی‌اختیار گوشی را گذاشتم و حالم دگرگون شد!».























حال مسئله این است که آیا این خاطرات صحیح است یا خیر؟

تاکنون شخصیت‌های مختلفی روایت کرده‌اند که تصمیمات اتخاذ شده در آستانه سقوط حکومت پهلوی و پیروزی انقلابیون، ناشی از ارتباط ویژه آیت‌الله خمینی با "امام زمان" و مشورت با او بوده و برخی حتی آن را ناشی از دستور امام دوازدهم شیعیان دانسته اند.

این روایت در میان قشرهایی از مردم مذهبی هم طرفدار پیدا کرده و در سال‌های اخیر در رسانه‌ها نیز منعکس شده است. 

به تازگی نامه‌نگاری میان علی مطهری، نماینده تهران و آیت‌الله سید احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد باعث اختلاف نظر در مورد این روایت شده است. 

آیت‌الله سید محمد موسوی بجنوردی هم با ورود به این ماجرا تاکید کرده: 

"امام خمینی(ره) هیچ وقت ادعا نکرد که امام زمان به من چیزی گفته است". 

او اما این تصمیم‌گیری را ناشی از "الهام" دانسته است.

علم‌الهدی: علی مطهری بچه بوده، نمی‌داند

فقط محمود احمدی‌نژاد نبود که از ارتباط ویژه با "امام زمان" سخن می‌گفت و تدبیر امور در دولتش را با "مدیریت الهی" گره می‌زد. 

شاید اصطلاح "دولت امام زمان" به سبب تکرار از سوی برخی حامیان محمود احمدی‌نژاد، یادآور دولت‌های دهم و یازدهم جمهوری اسلامی باشد اما ادعای ارتباط با امام زمان و "عنایت" و "توجه" ویژه به برخی افراد و مسوولان، از ابتدای استقرار جمهوری اسلامی و حتی پیش از پیروزی انقلاب ۵۷، سابقه دار بوده است.

آیت‌الله سید احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد، هفته گذشته و در جلسه تفسیر هفتگی قرآن خود به موضوع ولایت فقیه و رهبری پرداخت و اگرچه عنوان کرد که آیت‌الله خامنه‌ای "معصوم" نیست اما به تقبیح کسانی پرداخت که نظر خود را در برابر نظر رهبری جمهوری اسلامی قرار می‌دهند. او عنوان کرد: "شما اسکناس صدتومانی را به فرد خائنی یا ناتوان نمی‌دهید بعد امام زمان(عج)  امت اسلام را به دست کسی داده است که همه اش اشتباه می کند و بعد او را ول کرده است؟ در حالی که امام زمان(عج) دارای ولایت مطلقه الهیه است و قدرت تصرف در موجودات را دارد و در عین حال که خودش مشغول جهانی سازی است و بعد او را ول می کند با امت اسلام در اشتباهاتش و هرکاری هم که می خواهد بکند؟!"

علم‌الهدی سپس انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری در سال ۶۸ را محصول "یک دست غیبی پشت قضیه" دانست که در افکار و مغزها " تصرف می‌کند".

او در ادامه خاطره‌ای از آیت‌الله مطهری را روایت کرد و به نقل از او گفت: "در جلسه شورای انقلاب به این نتیجه رسیدیم که امام به ایران نیایند و گفتند من از طرف شورا مسئول شدم که صحبت کنم تا امام نیایند تا شورای انقلاب تصویب کند. زنگ زدم که اینها فرودگاه‌ها را بسته‌اند و پدافند را مجهز کرده‌اند تا هواپیما را بزنند و کار را تمام کنند. لذا در شورای انقلاب ما به این نتیجه رسیده‌ایم که فعلا به ایران نیایید. امام فرمودند امروز صبح جمعه بود و من متوسل شدم به امام عصر(عج)  و بعد از توسل به ایشان تصمیم گرفتم بیایم و یکشنبه هم می‌آیم."

اما علی مطهری، نماینده مجلس در نامه‌ای به علم‌الهدی، مواضع او در مورد رهبری را زیر سوال برد و از جمله به خاطره نقل شده از پدرش پرداخت: 

"با توجه به تمایل شدید عوام به وصل کردن همه چیز به امام زمان و در نتیجه خود را از زحمت تفکر و تعقل و تصمیم‌گیری و اظهارنظر رهاندن، به منقولات با واسطه و غیرمستقیم از بزرگان در این زمینه نمی‌توان اعتماد کرد. قطعاً جناب‌عالی آن جمله را با واسطه از شهید مطهری نقل کرده‌اید زیرا شرایط اقتضا نمی‌کند که آن را مستقیماً از ایشان شنیده باشید، لذا چندان قابل اعتماد نیست."

مطهری توضیح داد که در مورد راهپیمایی ۲۱ بهمن هم ماجرا را از زبان پدرش شنیده و بحثی از امام زمان مطرح نبوده است: 

" هیچ صحبتی از امام زمان نبوده است و این، تمایل ذاتی عوام مردم بوده که این شایعه را ساخته است."

آیت‌الله علم‌الهدی هم به این نامه واکنش نشان داد و درباره تشکیک در خاطره منسوب به آیت‌الله مطهری گفت:

"دیوار حاشا بلند است و وقتی کسی بخواهد یک موضوع را انکار کند آن را انکار خواهد کرد. من از وی سوال می‌کنم؛ جنابعالی سن‌تان چقدر بوده ‌است؟ زمانی که من در محضر دکتر مطهری بودم شما یک کودک مدرسه‌ای بودید."

با چند روز تاخیر، آیت‌الله سید محمد موسوی بجنوردی، از نزدیکان آیت‌الله خمینی هم به این ماجرا ورود کرده و گفته: 

"امام خمینی(ره) هیچ وقت ادعا نکرد که امام زمان به من چیزی گفته است."

او به خبرگزاری آنا توضیح داده که تصمیم رهبر انقلابیون ناشی از "الهام" بوده است: 

"اگر امام در شب ۲۲ بهمن گفت مردم به خیابان‌ها بیایند و گفت که حکومت پهلوی غیرقانونی است و حکومت نظامی درست نیست؛ این هم از عقلانیت درست ایشان بود و هم اینکه ارتباطی که با خداوند داشتند، موجب شده بود راه درست به ایشان الهام شود."

 

روایت خزعلی از پیام امام زمان به خمینی

علم‌الهدی نخستین کسی نیست که از رابطه رهبران جمهوری اسلامی با امام زمان و عالم ماورا سخن می‌گوید. حتی در مورد تصمیمات او در بهمن ۵۷ هم روایت‌های متعددی وجود دارد.

آیت الله سید علی اکبر قرشی پس از آن که شنید آیت‌الله خزعلی در یک سخنرانی مدعی ارسال دو پیام از سوی امام زمان به آیت‌الله خمینی شده، به سراغ او رفت و از او توضیحی مکتوب دریافت کرد. بنا به مستندات "مرکز اسناد انقلاب اسلامی"، خزعلی در جواب درخواست توضیح برای "دو دفعه مژده‌ پیروزی از طرف امام زمان(عج)"  نوشته است: "۱- پیام به پاریس که فرمودند: شاه می‌رود، نگران نباشید. امام راحل سؤال می‌کند: با خونریزی یا بی‌خونریزی؟ می‌گوید: امام علیه السلام فرمود: بی‌خونریزی. ۲- روز بیست و دوّم بهمن، پیام مبنی بر اینکه در خانه نمانید، بیرون بریزید وگرنه کشته خواهید شد. به وسیله‌ی همین پیام، امام خمینی(ره) اعلام فرمود به حکومت نظامی اهمیت ندهید و بریزید بیرون. در نتیجه مردم تهران، بیرون ریختند، حتی خانواده‌های خود را آوردند و در خیابان‌ها نشستند، دیگر در تهران به هیچ وجه امکان آمدن تانک و امثال اینها نبود؛ بنابراین آن توطئه‌ی خطرناکی که در نظر بود تا صدها تانک را وارد تهران کنند و با خونریزی انقلاب را از بین ببرند و محل اقامت امام را بمباران نمایند، منتفی شد."

یکی دیگر از انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، "خاطرات و مبارزات حجت الاسلام فلسفی" است که در آن خاطره‌ای منسوب به آیت‌الله مطهری درباره ارتباط خمینی با امام زمان آمده است. طبق این روایت، مطهری در پاریس چند بار از سرنوشت انقلاب می‌پرسد و هربار جواب می‌شنود که "علی‌التحقیق پیروزیم".

فلسفی ماجرای چندین بار پرسش و پاسخ انجام شده مابین مطهری و خمینی را این گونه نقل کرده است: "شهید مطهری می گفت: دیدم که امام خمینی است، عظمت دارد و من نمی توانم از ایشان بپرسم چرا پیروزیم. ولی پرسیدم آیا به محضر امام عصر شرفیاب شدید و او این خبر را داده است ؟ امام نفی و اثبات نکرد و فقط گفت: قطعا پیروزیم. گفتم: الهامی به شما شده است ؟ گفت: قطعا پیروزیم. از هر دری که من وارد شدم، ایشان نگفت که واقعیت چیست. ولی همچنان با قاطعیت می گفت: پیروزیم و اعتنا به این همه تانک و توپ و نظامی و غیره نکنید، علی التحقیق پیروزی با ماست."

مهدی طائب، رئیس "قرارگاه راهبردی عمار" هم این ارتباط را مورد تایید و تاکید قرار داده است.

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 13 آذر 1393 ساعت 12:35 | نویسنده: بهروز | چاپ مطلب
نظرات (2)
پنج‌شنبه 13 آذر 1393 12:37
امیریان
امتیاز: 1 0
لینک نظر
اگر این نقل قول صحیح باشند پس این انقلاب منشاء الهی دارد و نباید با آن همانند انقلابات بشری و تحلیل های علمی مواجهه کرد.
سه‌شنبه 29 اردیبهشت 1394 09:02
الهه نوری
امتیاز: 1 0
لینک نظر
ورود به جزئیات یک امر توسط معصوم یا امام زمان منطقی نیست. خدا هم در تمام امور یک اصل کلی را مطرح کرده و جزئیات امر را به عقل بشر واگذار می کند. اگر قرار باشد الهام و وحی در تمامی شئون زندگی وارد شود از یک تظاهرات تا یه اعلامیه برای راهپیمایی، تکلیف اختیار و عقل آدمی که وجه تمایز انسان از حیوان است چه می شود
برخی با اتصال تصمیمات به سرمنشاء الهی راه تعقل را بر افراد بسته و به حاکمیت خود مشروعیت می بخشند
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد