روشهای ایرانی (بهروز رضایی منش)

استادیار گروه مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبایی

روشهای ایرانی (بهروز رضایی منش)

استادیار گروه مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبایی

آیا ما ایرانیان بی اهتمام هستیم؟ علیرضا خوش کیش

ما تقریبا در بسیاری از زمانها، بسیاری از مکانها و بسیاری از امور،  یک رضا خان میر پنج بالای سرمان داشتیم ، اما بلافاصله بعد از اینکه عنصر نطارت حداکثری از روی ما برداشته می شود ما کارخودمان را میکنیم و بار خودمان را می بریم  . شاید  عموم ما اعتقاد داریم به اینکه کسی هست که کار ها را بکند یا کسی نمی فهمد ما چه می کنیم و چه نمی کنیم . ما آینده نگر نیستیم ، کاری نمی کنیم برای اینکه حاصلش بماند ، کاری میکنیم برای اینکه کاری کرده باشیم .ما  از درک واقعیت امور عاجز یم یا خودمان را به خواب می زنیم .
 ما برا ی پیشرفتمان به خیلی از چیزها احتیاج داریم ، همه ماها که در دنیای خارج زندگی میکنیم  حتما موفق و حتما سخت کوش نیستیم . هر کس که بن مایه دارد خوب میشود در انجا و بقیه ، خیر .
ما حتی خبرهایمان را بنا به میلمان می شنویم . موفقیت ایرانیان خارج از کشور را به پای همه ی ایرانیان مینویسیم و از شکستهایشان نام نبرده و یاد هم نمی کنیم . و آنگاه نتیجه می گیریم همه ی ایرانیهایی که رفتند خارج در محیط آنجا با دیسیپلین و .... آنجا خوب شده اند . . ظاهرا اینطور نیست. از یک سو کسانیکه رفته اند در محیط های دیگرانسانهایی بوده اند با حداقلی از جسارت و فهم و تلاش و شعور که بالاتر از عامه قرار دارند و طبیعی است  که بخش بزرگی از آنها موفق شوند . از سوی دیگر از بین همینها هم عده ای هستند که اصلا موفق نمی شوند.
به نظر من نسخه ی خاصی برای ما جماعت ایرانی نمی توان پیچید ، ایا فرهنگ تک گرایی ما باعث این وضع شده که مثلا قدیم ها میگفتند ایرانیها در ورزشهای تیمی ضعیف و در ورزشهای انفرادی قوی هستند   . ، خوشبختانه با موفقیت تیم های والیبال و بسکتبال و حتی فوتبال ( گاهی از اوقات) این نظریه ابطال شد . برنامه ریزی کردند و موفق شدند . قابلیت هایشان را شناختند و موفق شدند ، تلاش کردند و موفق شدند.
این جامعه  ما چگونه است که برای عزاداری روز عاشورا و شادمانی پس از راهیابی تیم ملی به جام جهانی همه ی تلاش شان را بکار میگیرند و آن  می کنند که در عموم اوقات نمی کنند ؟ چگونه است که برای تقلب در امتحان ایده هایی بس شگرف به ذهنمان می آید ، برای دور زدن قانون هم چنین ، برای راضی کردن کارمند فلان اداره برای جلو انداختن کارمان هزار جور ترفند بکار می بندیم ، اما برای یافتن روشی که کارمان در ادارات را آنچنان انجام دهیم که همه چیز مثل ساعت کارکند ، یکهو عاجز می شویم .
برای حفظ پست سازمانی و موقعیتمان هزار جور ایده داریم اما برای بهبود وضع سازمانمان هرگز
مدیر هزینه هستیم و بس 
همانگونه که به مجلس ختم درگذشتگان می رویم به جلسات علمی نمی رویم 
معلمهای کلاس اول و مهد کودک بچه هایمان مان هر کسی میتواند باشد اما برای کلاس های دبیرستان و کنکور هرگز
میتوانیم اهتمام داشته باشیم و خودمان را جمع کنیم اما نه برای هر چیزی ؛ بلکه آن چیزی که عادت کرده ایم و راحتتریم در آن
برای دور تلویزیون بودن  و دنبال فلان سریال رفتن  و فلان مسابقه ی فوتبال خیابانهایمان خلوت می شود ، اما کتابفروشی هایمان هر رزو خالی تر از مشتری می شوند.
یک کلام  هستیم برای هر چیزی الا احقاق حق خودمان
تماشای مصدوم حادثه یا دعوای اشخاص برایمان مهمتر از رساندن او به بیمارستان یا باز کردن گره کور ترافیک است .
برای این موضوعات حاضریم همه چیز بنویسیم و همه نوع تحلیلی بدهیم اما در کار تخصصی خودمان  مثل .... در گل می مانیم و وقت کافی هم هیچوقت نداریم
شاید بایستی یاد بگیریم جلوتر از نوک دماغ خود را ببینیم . شاید بایستی بفهمیم که قدر مان در عالم چقدر است و شاید ... هزار ان باید دیگر

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد