روشهای ایرانی (بهروز رضایی منش)

استادیار گروه مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبایی

دانشجویی پرسید که داروین چه می گوید ؟ من هم تو اینترنت گشتم و این پاسخ  را یافتم:  

نظریه داروین:

نظریه داروین بسیار ساده است. این نظریه واجد دو وجه اساسی است، اول این که تمامی اشکال حیات از راه تغییرات تدریجی و طی زمانی طولانی از نیایی مشترک نشاُت گرفته اند؛ و دوم آن که تبیین این تغییرات تدریجی که شامل ظهور گونه های جدید نیز هست با انتخاب طبیعی است. انتخاب طبیعی به این معناست که موجودات زنده ای که بیشترین سازگاری را با محیط زیست شان دارند توسط محیط برای بقا و تولید مثل انتخاب خواهند شد در حالی که موجودات زنده سازگاری نایافته ( و بنابراین به لحاظ تولید مثلی ناموفق) از بین خواهند رفت. داروین در ابتدا نظریه خود را تبارزدائی توام با تغییر نامید اما بعد اصطلاح تکامل را پذیرفت. قبل از این که داروین بتواند تکامل را نظریه ای علمی قلمداد کند مجبور بود سازوکاری را برای تبیین چگونگی ظهور گونه های جدید که طی یک دوره زمانی پدید می آیند ارائه دهد. در 1838( بیش از بیست سال قبل از انتشار کتاب منشاء انواع ) در حالی که داروین مشغول خواندن رساله در باب اصل جمعیت نوشته توماس مالتوس بود به ناگاه پاسخ سؤال خود را یافت. مالتوس اشاره کرده بود که رشد جمعیت آدمی همواره به وسیله میزان غذای در دسترس محدود می شود، بنابراین همواره تنازعی در میان انبوه زادگان بر سر میزان محدود منابع غذایی وجود خواهد داشت. در چنین رقابتی طبیعت با بیرحمی افراد قوی را انتخاب و افراد ضعیف را حذف خواهد کرد. داروین پس از خواندن مالتوس به این نتیجه رسید که در هر گونه ای از موجودات زنده تنازع برای بقاءتنوع های مساعد را ابقاء وتنوع های نامساعد (ناسازگار) را حذف خواهد کرد. برای مثال در جمعیتی از سهره ها افرادی که بصورت تصادفی شکل نوک آنها به گونه ای است که می تواند نوعی خاص از دانه های در دسترس را بشکند شانس بیشتری برای بقا از سایر سهره های فاقد این خصیصه دارند. بقا پیدا کردن این دسته به وضوح شانس بهتری برای آنها، نسبت به سایر افراد، برای تولید مثل و انتقال نوک های سازگار یافته تر توسط وراثت به نسل بعد فراهم می آورد. طی یک دوره طولانی تغییرات سازگاری کوچک انباشته شده و نه تنها تغییراتی در یک گونه خاص فراهم می آورد بلکه منجر به ظهور گونه های مجزا نیز می شود. امروزه تکامل گرایان تغییرات کوچک درون یک گونه را تکامل خرد و تغییرات بزرگتر که منجر به ظهور گونه های جدید می شود را تکامل کلان گویند. وقتی که داروین به نظریه انتخاب طبیعی حدود سال 1838 رسید، با کمال تعجب او بیست سال دیگر نیز صبر کردو نظریه خود را منتشر نساخت؛ تنها وقتی داروین فهمید که تفسیر مشابهی از تکامل توسط آلفرد راسل والاس در شرف چاپ است با عجله خلاصه ای از نظریه خود را آماده چاپ کرد. این خلاصه به شکل کتاب وزین و مشهور” منشاء انواع” در آمد. شاید یکی از دلایلی که داروین آنقدر در چاپ افکارش تاًمل کرده این است که او می دانسته به عنوان یک دانشمند بایستی جانب احتیاط را از دست ندهد. یک دانشمند قابل تا قبل از این که شواهد کافی برای افکار جدید و انقلابیش نیابد آن را در معرض عموم قرار نمی دهد و بی شک داروین نیز دانشمندی مراقب بود. اما دلیل دیگری که برای تاخیر انتشار کتابش می توان ارائه داد این است که او انسانی متواضع و ملایم بود و می دانست آراء او تاًثیرات دینی شدیدی به جا خواهد گذاشت. 
تاریخ ارسال: یکشنبه 2 آذر 1393 ساعت 06:59 | نویسنده: بهروز | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد